سعید مومنی

افسردگی چیست؟ اگر هیچ انگیزه ای برای موفقیت و پیشرفت ندارید، شاید…

افسردگی چیست ؟ و چطور مانع رسیدن ما به موفقیتی که دوست داریم و لایقش هستیم، می شود. اگر هیچ انگیزه ای برای موفقیت و پیشرفت ندارید، لازم است به طور جدی علت این موضوع را بررسی کنید. شاید دچار افسردگی شده باشید و خودتان هم خبر نداشته باشید.

گاهی افرادی با مجموعه تماس می گیرند و می گویند که چندین سال است که هیچ پیشرفتی نداشته اند و به قولی درجا می زنند و این موضوع بسیار آزارشان می دهد. گاهی نه تنها هیچ پیشرفتی نکرده اند بلکه کاملا هم پسرفت داشته اند.

آنها دوست دارند پیشرفت کنند، زندگی خودشان را تغییر دهند و یک زندگی با کیفیت تری را تجربه کنند و واقعا هم این را می خواهند ولی هیچ انگیزه ای برای رسیدن به خواسته های خود ندارند. حتی گاهی خواسته های خود را به صورت هدف تعریف می کنند و شاید یکی دو قدمی هم در جهت آن بردارند ولی خیلی زود خسته می شوند و آن را رها می کنند.

البته این امر ممکن است علت های متفاوتی داشته باشد. مثلا یکی دوبار یا حتی چند بار هدف انتخاب کرده باشند و تمام تلاش شان را هم برای رسیدن به آن هدف انجام داده باشند، اما با این حال شکست خورده باشند و همین شکست ها باعث شده آنها دچار «درماندگی آموخته شده» باشند.

در این حالت شاید افسرده نباشند ولی هیچ تلاشی هم برای رسیدن به اهدافشان نخواهد داشت. چون یاد گرفته اند هر کاری هم که انجام دهند باز موفق نمی شوند و این را باور کرده اند. پس هیچ کاری هم انجام نخواهند داد.

اما خیلی مواقع هم ممکن است افسردگی مانع موفقیت و پیشرفت شان شده باشد.

تعریف افسردگی

در ویکی پدیا افسردگی به این صورت تعریف شده است:

افسردگی یک حالت خلقی شامل بی حوصلگی و گریز از فعالیت یا بی علاقگی و بی میلی است و می تواند بر روی افکار، رفتار، احساسات، خوشی و تندرستی یک فرد تأثیر بگذارد.

منظور از حالت خلقی هم این است:

خُلق (به انگلیسی: Mood) یک وضعیت هیجانی است که از هیجان متفاوت است، کمتر مربوط به مورد خاصی است، شدت آن کمتر است و کمتر احتمال دارد که به دلیل محرکی بیرونی به وجود آمده باشد. به حال و حوای درونی فرد بر می گردد، خلق گسترده تر و پایدارتر از احساس است و ارتباط کمتری با یک محرک خاص دارد.

خلق را عموماً می توان به دو معیار مثبت و منفی ارزیابی کرد، یعنی در کلامی دیگر، مردم عموماً از «خوش خلق بودن» یا «بدخلق بودن» به عنوان تعریف وضعیتی استفاده می کنند.

خلاصه اش اینکه اگر حال دِلِتون خوب نیست، اگر هیچ انگیزه ای برای زندگی ندارید، اگر هر بار می گید ولش کن «حِسِش نیست» بهتره کمی نگران وضعیت تون باشید. سعی کنید تا اوضاع بدتر از این نشده، این شرایط را تغییر بدید.

سازمان بهداشت جهانی، اعلام کرده است که در سراسر دنیا چندصد میلیون نفر دچار افسردگی هستند. افسردگی را یک اختلال روانی دانسته و از آن به عنوان «سگ سیاه افسردگی» یاد کرده است و در این رابطه یک فیلم کوتاه هم تهیه کرده اند که آن را به صورت زیرنویس برایتان گذاشتم.

به زودی

علائم افسردگی چیست ؟

افرادی که دچار افسردگی می شوند ممکن است این علائم را داشته باشند:
– احساس ناراحتی
– اضطراب
– پوچی
– ناامیدی
– درماندگی
– بی ارزشی
– شرمساری
– بی قراری
– کاهش اشتها
– از دست دادن تمرکز
– جزئیات را نمی توانند به خاطر بسپارند.
– در تصمیم گیری دچار مشکل می شوند.
– روابط خود به مشکل بر می خورند
– ممکن است قصد خودکشی داشته باشند یا حتی اقدام به خودکشی کنند.

افسردگی ممکن است بعضی اختلالات را هم برای افراد به وجود بیاورد مثلا:
– بی خواب شوند
– بیش از حد بخوابند
– دائم احساس خستگی و کوفتگی کنند
– مشکلات گوارشی پیدا کنند
– انرژی بدنشان کم شود

افسردگی از نظر حوزه قانون جذب

حوزه قانون جذب در رابطه با موضوع افسردگی ایده بسیار جالبی دارد، البته این ایده دقیقا به افسردگی مربوط نمی شود اما اگر آن را درک کنید متوجه می شوید که چرا افسرده می شوید و چطوری می توانید از این وضعیت نجات پیدا کنید.

اساتید این حوزه (و البته خیلی از حوزه های دیگر و حتی در ادیان) معتقدند ما انسان ها به مبدا هستی یعنی خداوند بزرگ وصل هستیم و زمانی هم که از این دنیا برویم، به مبدا هستی یعنی به سوی خداوند باز می گردیم.

حالا ممکن است بعضی افراد ارتباط خود را با خدا قطع کنند و حتی کافر شوند. اما باید بدانیم که ارتباط ما با خداوند هیچ وقت به طور کامل قطع نخواهد شد.

اگر ارتباط ما با خداوند یعنی منشاء انرژی کل عالم هستی، وصل باشد ما سرشار از انرژی، زندگی و شور هیجان خواهیم بود و اگر هم این ارتباط قطع شود و مسدود شود، کم کم انرژی، شور و هیجان خود را برای زندگی از دست می دهیم. حالا افرادی که دچار افسردگی می شوند، ارتباطشان با منشاء انرژی قطع شده است (البته نه به طور کامل) یا تا حدود زیادی مسدود شده است.

بنابراین اگر برای شما هم این اتفاق افتاده باشد باید دوباره آن را وصل کنید.

یک مثال ساده و قابل درک، لامپ می باشد. برای اینکه یک لامپ روشن شود، نیاز به نیروی الکتریسیته یا همان برق دارد و این نیرو ممکن است کیلومترها دورتر از لامپ باشد ولی از طریق کابل های برق به آن لامپ وصل شده باشد. حالا اگر در بین راه ارتباط قطع شود، مطمئنا لامپ هم خاموش خواهد شد.

روش قانون جذب

یک آبگرمکن ایستاده را در نظر بگیرید، روی آن یک نمایشگر درجه حرارت وجود دارد که نشان می دهد، آب درون آن از صفر درجه تا 100 درجه روی چه درجه ای قرار دارد. این نمایشگر به 30 درجه، 60 درجه، 90 درجه تقسیم شده است. اگر آب سرد باشد روی صفر درجه است و اگر هم گرم شود کم کم به سمت 100 درجه یا نقطه جوش پیش می رود.

حالا فرض کنید به جای اینکه درون این آبگرمکن، آب باشد، درون آن احساس وجود دارد و نمایشگر آن هم به جای اینکه به سه قسمت 30، 60 و 90 تقسیم شده باشد به 20 قسمت، به صورت زیر تقسیم شده است:

1- عشق / سپاسگذاری
2- شور و هیجان
3- اشتیاق / شادی
4- توقعات مثبت / باور
5- خوش بینی
6- امیدوار بودن
7- رضایت
8- ملال
9- بدبینی
10- سرخوردگی / بی قراری / بی صبری
11- آشفته بودن
12- مایوس بودن
13- تردید
14- نگرانی
15- خشم و عصبانیت
16- انتقام
17- نفرت / خشم
18- حسادت
19- عدم امنیت / احساس گناه / ناشایستگی
20- ترس / افسردگی / ناامیدی

حالا باید ببینید شما در کدام مرحله هستید. مثلا اگر روی شماره 16 یعنی «انتقام» هستید باید روی احساس تان کار کنید و حستان را خوب کنید تا یک درجه پیشرفت کنید و به شماره 15 یعنی «خشمگین و عصبانی» برسید و بعد دوباره روی خودتان کار کنید تا به درجه 14 یعنی «نگرانی» برسید و همینطور ادامه دهید تا به درجه عشق / سپاسگزاری برسید.

نکته بسیار مهم

شاید اینطور به نظر برسد که ما الان روی درجه 16 یعنی «انتقام» هستیم چرا باید به مرحله 15 یعنی «عصبانی و خشمگین» برسیم؟ به هر حال هردوی آنها احساسات بدی هستند.

این حرف کاملا درست است، یعنی هم انتقام و هم عصبانیت احساسات بدی هستند. ولی باید در نظر بگیریم که:

1- انتقام بدتر از عصبانیت است و عصبانیت بدتر از نگرانی است.
2- ما نمی توانیم به یکباره از مرحله افسردگی به مرحله عشق و سپاسگزاری برسیم.

ما باید آرام آرام این مراحل را طی کنیم و از بدترین احساس به بهترین احساس برسیم و این کمی زمان می برد و اینطور نیست که با یک بشکن زدن احساس ما تغییر کند.

ما در مدیر هدف احساسات را به صورت زیر تقسیم بندی می کنیم:

1- به این صورت که بدترین احساس افسردگی است که آن را 100- درجه می دانیم. اگر در این شرایط باقی بمانید، بدترین اتفاقات را تجربه خواهید کرد و هر چیزی دور و بر شما برایتان زجر آور و مثل زهر است.

2- نقطه صفر هم نقطه خنثی است یعنی شما هیچ احساسی ندارد. نه احساس خوب و نه احساس بد. در این شرایط اتفاق خاصی نمی افتد و همه چیز تکرار است.

3- بهترین احساس هم عشق و سپاسگزاری است که آن را 100+ در نظر می گیریم. اگر در این درجه احساسی باقی بمانید، بهترین اتفاقات را تجربه خواهید کرد و هر چیزی دور و بر شما برایتان سرشار از خوشی و لذت خواهد بود.

حالا ایده کلی این است که اول باید ببینید از 100- تا 100+ روی چه درجه ای قرار دارید.

سپس باید روی احساستان کار کنید و آن را ارتقاء دهید تا به درجه 100+ برسید.

اگر می خواهید اتفاقات خوبی برایتان بیفتد و به خواسته های بیشتری برسید باید روی احساساتان کار کنید و آن را ارتقاء ببخشید و به 100+ نزدیک کنید.

درمان افسردگی

آیا افسردگی درمان دارد؟
برای رهایی از افسردگی چه باید کرد؟

من یک پزشک نیستم و در این زمینه هم تخصص ندارم و نمی توانم نظر بدهم، فقط می توانم بگویم که تا حدودی در این زمینه تحقیق کردم و متوجه شدم، از آنجایی که علائم افسردگی می تواند در افراد متفاوت باشد، پس روش درمان هم باید متفاوت باشد. به عبارتی یک درمان قطعی که باعث شود همه افراد مبتلا به افسردگی خوب شوند وجود ندارد.

بلکه لازم است هر شخص متناسب با نوع افسردگی و علائم آن درمان شود. این کار هم باید توسط یک متخصص انجام شود. کسی که علم این کار را داشته باشد. حتی یک پزشک عمومی که ممکن است داروی ضد افسردگی تجویز کند هم مناسب نیست.
چون استفاده از داروی ضد افسردگی ممکن است نه تنها نتیجه ای در بر نداشته باشد، بلکه اوضاع را بدتر هم کند و این چیزی است که فقط یک متخصص می تواند تشخیص بدهد.

نکته مهم این است که روش های دیگری هم به غیر از استفاده از دارو وجود دارد که حتی ممکن است برای بعضی از افراد خیلی بهتر از استفاده از دارو باشد.

پس لطفا به خوددرمانی نپردازید و خودسرانه برای خودتان دارو تجویز نکنید. بلکه دنبال راهکار درست و اصولی باشید و از یک متخصص کمک بگیرید.

مهمترین نکته ای که باید بدانید این است که اگر دچار افسردگی هستید. در وهله اول، تنها کسی که می تواند به شما کمک کند، فقط فقط خودتان هستید. پس زمانی از این مرداب بیرون می آیید که اول خودتان بخواهید، سپس یک متخصص، می تواند به شما کمک کند.

پس تصمیم بگیرید، به خدا توکل کنید و اولین قدم را بردارید.

جمع بندی

ابتدا در رابطه با افسردگی چیست صحبت کردیم و گفتیم ممکن است خیلی از افراد واقعا به دنبال تغییر شرایط، رسیدن به موفقت و پیشرفت باشند ولی ممکن است به راحتی انگیزه خود را از دست بدهند. ممکن است دلایل زیادی برای آن وجود داشته باشد ولی یکی از مهمترین دلایل آن می تواند «افسردگی» باشد.

راجع به علائم آن توضیح دادیم و یک ایده کلی هم برای آن مطرح کردیم.